تبليغاتX
ایران اباد

ایران اباد

ما تا همین الان هم بردیم

ما تا همین الان هم بردیم

1-       کی فکرش را میکرد یک روزی بتوان ولای.ت فقیه و رهبری را د رکوچه و خیابان و مقاله به این وسعت خارج از بحث های علمی و فقهی زیر سوال بود و راهی را شروع کرد که اگرچه زمان بر است اما به ختم سلطنت در ایران منتهی خواهد شد

2- چطور می شد که مشروعیت ج ا ایران را هم زمان هم د رایران و هم در جهان یک جا به این عظمت نابودکرد:

3- چگونه می توانستیم به دنیا بفهمانیم که آقا جان ایران به معنای روحانیون عظما به معنای احمدی نژاد به معنای بمب هسته ای و حزب ا...به معنای ترورو وحشت نیست؟

4-چطور می توانستیم کاری کنیم که پس از سالها هجمه رسانه ای به ایران و ایرانی، در دید جهانیان ناگهان تبدیل به مردمی آزادی خواه و مخالف خشونت و روشن وتحصیل کرده شویم؟

۵- چطور میشد به اصلاح طلبان ثابت کرد که با این سیستم  اصلاحات فایده ندارد؟

۶- و این اعداد ادامه دارد...


 

نوشته شده توسط جلال در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت


سوره الخس الخاشاک

) ا.ن.ک 2) و اوست احمدی نژادی بی نژاد با چشمانی کون خروسی3) پس بر او نشانه هایی است از دروغ و فتنه وقتل که اهل ایمان او را ا.ن نامید4)همانا او(ا.ن) فرمانروایی دارد خودخواه و ناپاک که بر او هم نشانه هایی از علیلی و بی آبرویی وگدایی و روضه خوانیست 5) اهل ایمان شبها بر روی بامها مارا به کمک میخوانند پس باید بدانند که ما ا.ن را ازمایشی قرار دادیم بر توان و مبارز بودنشان,شاید که خود اقدامی کنند6) پس ای اهل ایمان , ازما نا امید نشوید و با قاتلین فرزندانتان مبارزه کنید که ما بر همه چیز آگاهیم7) و ما از جانب خود میری را فرستادیم که بر او نشانی سبز است, باشد که او تنها نماند و به زیر پرچم سبزش بگروید8)وما برای میر سخنگویانی قرار دادیم که با دشمن سازگارا ندارند ,باشد که چشمانتان را باز کنید9) پس ا.ن را به زیر بیاورید و فرمانروایش را پست کنید که ما از همه بالاتریم 10)همانا این ده پیام را از ما بگیرید تا کمی از فیلتر ها عبور کنیم ,باشد که گمراه نشوید.


 

نوشته شده توسط جلال در شنبه سیزدهم تیر 1388 ساعت 23:37 موضوع | لینک ثابت


گزينه هاي پيش رو براي گفتگو‏

‏ گزارشي از مجله تايم درباره دولت اوباما ‏ - یکشنبه 27 بهمن 1387 [2009.02.15]

بابي قوش

پرزيدنت اوباما گفته است که در صورتي که ايران گره مشت هايش را باز کند با اين کشور وارد مذاکره مي شود؛ ‏رئيس جمهور احمدي نژاد هم گفته است که ايران تنها در شرايط "منصفانه و احترام متقابل" آماده مذاکره با آمريکا ‏است. شرايطي که در گفته هاي هر دو نفر نهفته است، نشان مي دهد که بعد از سه دهه تخاصم، آغاز گفتگو کار آساني ‏نيست.‏

‎گفتگو چه زماني بايد آغاز بشود؟‎

عرف مي گويد که اوباما بايد تا بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران در ماه ژوئن صبر کند. احتمال زيادي وجود ‏دارد که احمدي نژاد انتخابات را به رقيب ميانه رو اش، محمد خاتمي که سابقه نزديک شدن به غرب را هم دارد، ببازد. ‏علي انصاري، کارشناس ايران در اتاق فکر چتهام هاوس لندن معتقد است که حتي اگر احمدي نژاد در انتخابات پيروز ‏بشود، وجود خاتمي اين هراس را ايجاد مي کند که او به فکر ايجاد رابطه بيافتد. او معتقد است:‏‎ ‎‏« يکي از کارهايي که ‏خاتمي توانايي انجام دادنش را دارد، بهبود روابط با آمريکا است و احمدي نژاد نمي خواهد اين اتفاق بيافتد بنابر اين ‏خواهد گفت که خودش اين کار را خواهد کرد».‏

اما يک کارشناس ديگر معتقد است که صبر کردن تا انتخاات ماه ژوئن کار بيهوده اي است، زيرا نتيجه آن غير قابل ‏پيش بيني است. هيلاري مان لورت، کارشناس سابق ايران در وزارت امور خارجه و شوراي امنيت ملي آمريکا معتقد ‏است:‏‎ ‎‏«اگر آمريکا بخواهد بر اساس سياست هاي ايران و اينکه چه کسي در راس قدرت است اقدام کند، محکوم به ‏شکست است». او معتقد است که گفتگو هاي ايران و آمريکا نبايد به اشحاص ربط پيدا کند، و اين موضوع زماني معني ‏پيدا مي کند که اين افراد به موضوع ربط داشته باشند».‏

در واقع انتخابات، تعيين نمي کند که چه کسي در ايران قدرت نهايي دارد: قدرت نهايي در ايران با رئيس جمهور نيست ‏بلکه با رهبر ، آيت الله علي حامنه اي، است. چون انتخابات تاثيري در ميزان قدرت او ندارد پس بهترين زمان گفتگو ‏همين حالاست. گفتگوي سريع با ايران به اوباما اجازه مي دهد تا بعضي از سرمايه هاي سياسي اش را که در انتخابات ‏اندوخته بود، بکار بگيرد تا افکار عمومي آمريکا را متقاعد کند که نزديک شدن به ايران ايده خوبي است.‏

‎آمريکا بايد با چه کسي گفتگو کند؟‎

گفتگوي مستقيم با رهبر ايران در کوتاه مدت امکان پذير نيست، اما يک کارشناس مسائل ايران به دولت اوباما توصيه ‏رده است که از طريق احمدي نژاد مي شود اين موضوع را به خامنه اي گفت که:‏‎ ‎‏« آمريکا خواستار گفتکو با خامنه اي ‏است او مي تواند يک نفر را براي اين کار تعيين کند».‏

مان لورت، که در سال هاي 2001 و 2003، گفتگو هاي مخفيانه اي را از طرف دولت بوش داشته است مي گويد که ‏همتاي ايراني اش گفته است که قبل و بعد از گفتگو ها به خامنه اي يا يکي از مشاورانش گزارش مي دهد. او مي گويد ‏دو وزير سابق امرو خارجه ايران، علي اکبر ولايتي و کمال خرازي، در ميان آن مشاوران بودند. هر دو نفر تجربه هاي ‏زيادي براي مذاکره با غرب دارند.‏

‎چه کسي بايد از طرف آمريکا مذاکره کند؟‎

اين هم يک مشکل ديگر است. کسي که اوباما تعيين کرده است، دنيس راس، نماينده آمريکا در خاروميانه در زمان بوش ‏و کلينتون است. راس نظريات تندروانه اي در مورد ايران دارد و از سياست تحريم دفاع مي کند. او براي مصاحبه در ‏دسترس نبود، اما نقطه نظرات او درباره ايران کاملا مشخص است. او مدت هاي طولاني براي تشديد تحريم اقتصادي ‏ايران تلاش مي کرد. راس در سال 2007 به مجله تايم گفته بود:‏‎ ‎‏«اگر ايران درک کند که ممکن است از لحاظ اقتصادي ‏نابود شود، که تحريم ها تا کنون اين حس را ايجاد نکرده اند، آنوقت شاهد تغيير رفتار ايران خواهيم بود».‏

راس همچنين گفته است که آمريکا فقط 18 ماه فرصت دارد تا مانع حمله اسرائيل براي متوقف کردن برنامه هاي اتمي ‏ايران به اين کشور بشود. اين نقطه نظرات ممکن است مورد انزجار ايران قرار بگيرد و در عين حال راس رابطه ‏طولاني هم با اسرائيل دارد. در کشورهاي عرب، از راس معمولا بعنوان طرفدار اسرائيل ياد مي شود زيرا در جريان ‏گقتگو هاي صلح در اسلو از اين کشور دفاع کرد و همچنين او نقش اساسي در موسسه سياستگذاري يهوديان در اورشليم ‏دارد و عضويت او در گروه اتحاد عليه ايران اتمي، او را در نزد ايرانيان منفور کرده است.‏

کارشناسان ايران مي گويد که رابطانشان در ايران درباره انتخاب راس، هشدار داده اند. يک کارشناس ايران مي گويد:‏‎ ‎‏«در بهترين حالت، راس به چشم ايرانيان نقش منفي دارد و ممکن است به اين دليل که بازي قدرت در دست اوست، ‏برکنار بشود».‏

‎درباره چه موضوعي بايد گفتگو کرد؟‎

يکي از موضوعات مهم به اندازه کافي روشن است. آمريکا مي خواهد که ايران دست از برنامه هاي اتمي اش بردارد و ‏دست از حمايت از گروه هاي تندرو مثل حماس و حزب الله بردارد. ايران اصرار دارد که برنامه هاي اتمي اش صرفا ‏براي توليد انرژي است و مي خواهد به تحريم هاي سياسي و اقتصادي پايان بدهد و مي خواهد مطمئن بشود که آمريکا ‏در پي تغيير حکومت در ايران نيست.‏

اما بعضي از کارشناسان ايران مي گويند که بهتر است ابتدا با اعتماد سازي آغاز کرد و از نقش مثبت ايران در منطقه ‏شروع کرد. کريم سجادپور، از بنياد کارنگي مي گويد:‏‎ ‎‏«افغانستان بهترين موضوع براي آغاز گفتگو است». نه ايران و ‏نه آمريکا نمي خواهند که طالبان يا القاعده دوباره قدرت بگيرد، هر دو گروه اعتقادات تندورانه سني دارند و از ايران ‏که کشوري شيعه است، منزجرند.‏

ايران هم مثل کشورهاي غربي نگران قاچاق مواد مخدر است که از مرز هاي پر از منفذ اين کشور با افغانستان صورت ‏مي گيرد؛ اعتياد به مواد مخدر در ايران بشدت رواج پيدا کرده است.‏

در گذشته هم چنين همکاري بين دو کشور صورت گرفته بود: ايران و آمريکا بعد از حملات يازده سپتامبر براي ساقط ‏کردن طالبان در افغانستان با هم همکاري کردند و اين همکاري تا يک سال ادامه داشت تا اينکه دولت کرزاي در کابل ‏تثبيت شد.‏

گفته مي شود که ريچارد هالبروک، نماينده اوباما در افغانستان و پاکستان، طرفدار کمک گرفتن از ايران براي مبارزه با ‏قاچاقچيان افغان است. سجادپور معتقد است که اين يک اقدام هوشمندانه است، بمحض اينکه گفتگو و همکاري هاي ‏ثمربخش با ايران در مورد مواد مخدر تثبيت شد، بعد بتدريج بايد به هدف از گفتگو که شامل مسائل اتمي ايران و حماس ‏و حزب الله است نزديک شد».‏

البته همه کارشناسان مسائل ايران با اين موضوع موافق نيستند، آنها معتقدند که آغاز گفتگو درمورد همکاري هاي ‏کوچک منجربه گفتگو درمورد مسائل مهم چون ، مسائل اتمي، حزب الله و حماس نمي شود. مان لورت هشدار مي دهد ‏که اين همکاري ها با شکست مواجه مي شود مگر اينکه با گفتگو هايي همراه شود که منجر به نزديکي و تفاهم ‏استراتژيک بين ايران و آمريکا بشود.‏

لزلي اچ گلب، مشاور روابط خارجي، معتقد است که ايراني ها در پي سازش در موارد کوچک نيستند و احتمالا بدنبال ‏گفتگو هاي حقيقي تر هستند. دليلش اين است که ايران قبلا هم با آمريکا وارد مذاکرات کم اهميت تر شده است که ‏موضوع افغانستان آخرينشان بود و هيچ چيز از اين مذاکرات عايدش نشده است. او مي گويد:‏‎ ‎‏«آنها منتظر گفتگو مي ‏مانند و فقط بعد از آغاز گفتگو ها است که اقدامات فردي هر دو طرف براي نشان دادن حسن نيت، نمايان مي شود».‏

منبع: مجله تايم 13 فوريه

‏ ‏


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت


احمدي نژاد از قدرت خريد مردم کاست

گزارش فرستاده ويژه لوموند از تهران ‏ - یکشنبه 27 بهمن 1387 [2009.02.15]

ghodratkharidmardom.jpg

عطريانفر تصميم گرفته محافظه كاري را كنار بگذارد. مدير مسئول خوش سر و وضع روزنامه كارگزاران ‏كه اخيراً توقيف شد، اوقاتش تلخ است يا درست تربگوئيم رنجيده خاطر است. ‏

وي كه از جمله نزديكترين مشاوران رئيس جمهور پيشين هاشمي رفسنجاني و از زمره "عمل گرايان" به ‏شمار مي رود در انتخابات رياست جمهوري 2005 راه اتحاد تاكتيكي با اصلاح طلبان را انتخاب كرد و چه ‏بسا در انتخابات ژوئن آينده هم همين كار را بكند. با جملاتي موجز مي گويد: "مسئله ساده است. تند روي هاي ‏بيش از حد در چهار سال اخير به تصوير كشور لطمه زده. در زمينه اقتصاد تمركز قدرت به وجود آمده. ما به ‏دليل وابستگي كامل به پول نفت به يك دولت خردمند و قابل نياز داريم. ولي در عوض چه نصيب مان شده؟ ‏فقط شعار. مرتب به گوشمان مي خوانند كه ايران در لبنان، عراق يا جاهاي ديگر نقش دارد. كشور دچار ‏بحران است و ما فقط حرف مي شنويم". ‏

عطريانفر توضيح مي دهد كه محمود احمدي نژاد طي سه سال زمامداري با نفت بشكه اي بيش از 130 دلار ‏حداقل 300 ميليارد دلار در اختيار داشته است "يعني به اندازه مجموع شانزده سال رياست جمهوري ‏رفسنجاني و خاتمي. امّا استفاده نادرست از در آمد نفت و توزيع گاهاً غير عقلائي آن، مانع از آن شد كه اين ‏درآمد در زندگي مردم ايران تأثير مثبتي بگذارد: در شانزده سال پيش از روي كار آمدن احمدي نژاد قدرت ‏خريد مردم دوبرابر شده بود امّا حالا به نصف رسيده. در مناطق دور افتاده عده اي پيدا مي شوند كه اصلاً ‏قدرت خريد هيچ چيز را ندارند". ‏

عطريانفر براي آنكه شمائي از اوضاع ترسيم كند توضيح مي دهد كه در دوره رفسنجاني و خاتمي "اگر ‏جمعيت ايران [ 70 ميليون نفر] را به ده گروه 7 ميليون نفري تقسيم مي كرديم يك گروه ثروتمندان بودند، يك ‏گروه فقرا و هشت گروه طبقه متوسط. امروز از اين ده گروه، فقرا هفت گروه، طبقه متوسط دو گروه و ‏ثروتمندان يك گروه را تشكيل مي دهند يعني طبقه متوسط نابود شده است".‏

‏ سئوال بعدي را مطرح مي كنيم: آيا نگران آن نيست كه اعتصابات، كه حتي در بعضي از شهرها به بازار ‏يعني متحد سنتي مذهبيون سرايت كرده، و نارضائي مردم شهرستان ها به يك انفجار اجتماعي بيانجامد؟ پاسخ ‏مي دهد: "تصور نمي كنم. شايد حركت هائي پيش بيايد امّا مردم ايران مي دانند انقلاب و تروريسم داخلي و ‏جنگ يعني چه و به همين دليل خواستار ثبات و اصلاحاتند نه يك انقلاب ديگر". سپس مي افزايد: "جامعه ما ‏به ظاهر غير نظامي است امّا در واقع جامعه اي است نظامي. نظاميان همه جا را به دست گرفته اند". ‏

درست به همين دليل، آيا رئيس جمهور سابق محمد خاتمي در ماه ژوئن شانسي خواهد داشت؟

مي گويد: "اگر تقلب نشود بله. تند روها براي حفظ قدرت دست به هر كاري خواهند زد. اگر فكر كنند كه در ‏مقابل خاتمي مي شود از احمدي نژاد گذشت سعي مي كنند پشت آدم به اصطلاح مقبول تري مثل علي ‏لاريجاني رئيس مجلس يا علي اكبر ولايتي، مشاور سياسي رهبر صف خواهند كشيد امّا اگر رقابت خيلي ‏فشرده باشد حتي كساني كه از احمدي نژاد انتقاد مي كنند از او پشتيباني خواهند كرد".‏

منبع: لوموند 11 فوريه ‏

http://www.lemonde.fr/proche-orient/article/2009/02/10/sous-ahmadinejad-le-‎pouvoir-d-achat-est-tombe_1153262_3218.html#ens_id=756489‎

‏ ‏


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:38 موضوع | لینک ثابت


اطلاح طلبان با موانع زيادي روبرو هستند

‏ گزارشي از هيوستن کرونيکل - یکشنبه 27 بهمن 1387 [2009.02.15]

khatamikarrobi.jpg

برايان مورفي، نويسنده اسوشيتد پرس

در گردهم آيي رهبران اصلاحات، رئيس جمهور سابق، محمد خاتمي، در حاليکه جوان تر ها از مسيري که ملتشان ‏تحت حکومت چهارساله محافظه کاران گله داشتند، درسکوت روي صندلي نشسته بود.‏

بعد زمان مواجه با حقيقت رسيد: مشاور عالي خاتمي، اعلام کرد که طرفداران تندروي رئيس جمهور، محمود احمدي ‏نژاد، بيش تر از هميشه متحد شده اند و بر روي انتخابات ماه ژوئن، تمرکز کرده اند. هيچ کس با اين اظهارات مخالف ‏نبود.‏

تصميم گيري خاتمي در آخر هفته گذشته مبني بر وارد شدن به عرصه انتخابات رياست جمهوري، نقطه آغازي بود ‏براي بسياري از افراد ليبرال که در انتظار چنين روزي بودند. اما هشدار جلسه ماه دسامبر همچنان به قوت خود باقي ‏است: شکست دادن احمدي نژاد، که مورد حمايت روحانيون و شوراي نگهبان است، کار آساني نيست.‏

کارشناسان مي گويند که اين اولين درسي است که کساني که وارد عرصه رقابت مي شوند بايد بياموزند.‏

براي خيلي از غربي ها زمان سقوط احمدي نژاد فرا رسيده است. سخنان تلخ او عليه اسرائيل و زير سووال بردن ‏هولوکاست، باعث سرزنش و اتهانمات زيادي عليه اش شد. تنروي هاي او در مورد برنامه هاي اتمي ايران اين کشور ‏را منزوي تر کرد و احتمال تحريم هاي شديد تر را يشتر کرد.‏

اما او در ايران ستايشگران زيادي دارد.‏

برنامه هاي اتمي که ايران گفته است فقط به منظور توليد انرژي است، در ايران يک افتخار در عرصه تکنولوژي ‏محسوب مي شود. و زماني که روز 3 فوريه ايران اعلام کرد که اولين ماهواره توليد کشور را به فضا پرتاب کرد، ‏احمدي نژاد ايران را "ابرقدرت" جديد ناميد.‏

اين موضوع ارزش زيادي براي تکيه گاه سياسي احمدي نژاد دارد: راي دهندگان کم در آمد و شهرستاني ها که از دست ‏آورد هاي ايران حمايت مي کنند و اعتبار بين المللي ايران برايشان اهميت کمتري دارد.‏

همچنين احمدي نژاد پول سرشاري را در اختيار اين گروه از ايرانيان گذاشت: مستمري بازنشستگان را افزايش داد، وتم ‏هاي کم سود و نگه داشتن سوبسيد هاي بنزين در حد ارزان ترين کشور ها در جهان، از اين دست اقدامات بود.‏

اين اقدامات در مورد راي دهندگاني مثل مهين رحيمي، اثر مثبت داشته است. او يک بازنشسته کارخانه داروسازي در ‏منطقه محروم جنوب تهران است. حقوق ماهانه او دوبرابر شده و به 560 دلار در ماه رسيده است.‏

پروين رحيمي 56 ساله در حاليکه سبد خريدش پر از نان و سبزيجات و روغن کوپني است، مي گويد: "من به احمدي ‏نژاد راي خواهم داد".‏

پاتريک کلاوسون، معاون سردبير موسسه مطالعات خاور ميانه در واشنگتن معتقد است که احمدي نژاد از حمايت برخي ‏از سياستمداران هم برخوردار است، او مي تواند روي افراد بيرون از دايره نخبگان که به ارزش هاي ليبراليسم پاي بند ‏نيستند و احساس مي کنند که در زمان خاتمي کنار گذاشته شده بودند، حساب کند.‏

بايد روي حسن نيت شحصيت هاي عاليرتبه هم حساب کرد.‏

آيت الله خامنه اي، رهبر ايران، هيچ نشانه اي مبني بر کنار گذاشتن احمدي نژاد که قبل از رياست جمهوري شهردار ‏تهران بود، از خود نشان نداده است. ‏


شايد مشکل مورد حمايت سپاه پاسداران، نهاد نظامي که بسيجيان را هم که نيروهاي آماده ريختن به خيابان ها محسوب ‏مي شوند را زير نظر دارد، طرفدار احمدي نژاد است.‏

تاريخ هم بسود احمدي نژاد است. هيچ رئيس جمهوري از سال 1981 دو سال بعد از انقلاب اسلامي در ايران، در ‏انتخابات بعدي ، بازنده نبوده است. ‏

جنبش اصلاحات از بعد از اتمام دوران رياست جمهوري خاتمي در سال 2005، رهبريت خود را از دست دادند و حالا ‏در تلاشند که حاميان طبيعي شان، تحصيلکرده هاي جوان و کساني که از برخورد ايران با غرب ناراضي هستند، را ‏دور هم جمع کند.‏

خاتمي بايد بتواند حمايت شهرستان ها و روستاها را با روش هاي پوپوليستي احمدي نژاد طي چهار سال رياست ‏جمهوري، بدست بياورد: ترکيب کردن تواضع و خودماني بودن با حملات آتشين بسوي دشمنان ايران.‏

تلويزيون دولتي که مستقيما توسط رهبران روحاني اداره مي شود، غالبا احمدي نژاد را در شهرستان هاي کوچک و ‏مجالس ترحيم بازماندگان جنگ هشت ساله ايران و عراق بين سال هاي 88-1980 نشان مي دهد.‏

سعيد شريعتي، مشاور خاتمي مي گويد:« موانع زيادي بر سر راه خاتمي است. او هيچ رسانه اي ندارد. او دائما مورد ‏حمله تلويزيون دولتي قرار مي گيرد».‏

در ماه دسامبر، رهبر ايران از احمدي نژاد بعنوان يک انقلابي، وفادار، توانا، فعال و شجاع مورد ستايش قرار داد. ‏خامنه اي هيچ اشاره اي به نقطه ضعف احمدي نژاد، اقتصاد، نکرد.‏

تورم دو رقمي ايران و نرخ بيکاري که آمار هاي غير رسمي آن را 30 درصد برآورد کرده اند، موانع بلقوه احمدي نژاد ‏است. پايين آمدن قيمت نفت هم مانع ديگري است. ‏

گزارش روز سه شنبه پي اف سي انرژي در واشنگتن، شرکت بزرگ مشاوره، بشدت گفته هاي احمدي نژاد را مورد ‏انتقاد قرار داد. در اين گزارش "سوء مديريت" احمدي نژاد و مصرف درآمد نفتي و ذخيره نکردن درآمد حاصل از نفت ‏قبل از بالا رفتن بيش از حد قيمت ها، مورد انتقاد قرار گرفته است.‏

حنان امين سالم، مدير پي اف سي اعلام کرد که منسلما ايران در سال 2009 با بحران اقتصادي مواجه مي شود».‏

اين مسئله حمايت از خاتمي را بيشتر مي کند. در عين حال عامل نوستالژي را هم بايد درنظر گرفت که به سود خاتمي ‏است.‏

بسياري از ايرانيان متمايل به ليبراليسم، به دوران هشت ساله خاتمي بعنوان دوران فرصت هاي شجاعانه نگاه مي کنند. ‏رسانه ها و دنياي هنر با خاتمي به مرز هاي جديدي رسيدند و او توانست روابط ايران با اروپا را بهبود ببخشد و فرصت ‏هاي گفتگو با آمريکا را بوجود بياورد.‏

اما محدوديت هاي مشخصي هم وجود داشت. روحانيوني که بر سر قدرت بودند و مخالفان قدرتمندش، مثل شوراي ‏نگهبان براي هر فرصت پيش آمده براي آسان کردن سختگيري هاي سياسي و اجتماعي، مانع تراشي مي کردند.‏
کاوه افراسيابي، نويسنده مقيم آمريکا و استاد علوم سياسي معتقد است: "نقطه قوت خاتمي که ريشه در انديشه هاي ‏ليبراليستي اش دارد، نقطه ضعفش هم هست".‏

اين مفهوم مهمي را در مقابل دولت جديد آمريکا قرار مي دهد که درحال بررسي اين است که آيا روابط سياسي اش را با ‏ايران برقرار کند يا نه.‏

احمدي نژاد با وجود اظهارات ضد آمريکايي اش موضوع ايجاد رابطه با آمريکا را با رهبر حکومت اسلامي که در ‏موارد مهم حرف آخر را مي زند، مطرح کرده است، مثلا در مورد تاسيس دفتر حافظ منافع آمريکا در تهران بعد از سه ‏دهه. دولت احمدي نژاد گفته است که اين پيشنهاد را بررسي مي کند؛ اين پيشنهاد در دوران خاتمي با مخالفت شديد ‏محافظه کاران روبرو مي شد.‏

افراسيابي مي گويد: "اين نکته کمي خنده دار است اما اتفاقا احمدي نژاد گزينه بهتري براي گفتکو با ايران است زيرا ‏صداي واحد رهبري هم محسوب مي شود".‏

با اينحال بعضي ها معتقدند که يک ائتلاف سياسي جديد مي تواند به وضعيت فعلي پايان بدهد.‏

حتي پسر احمدي نژاد که جزو مشاورانش محسوب مي شود هم احتمال بوجود آمدن يک ائتلاف نسبي را مردود نمي ‏داند.‏

علي رضا احمدي نژاد، در وبلاگش نوشته است: "مي شود ديدکه يک ائتلاف بين اصولگرانمايان و اصلاح طلبان عليه ‏احمدي نژاد بوجود آمده است".‏

منبع: هيوستن کرونيکل 13 فوريه


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:34 موضوع | لینک ثابت


اميد و پيشرفت ‏

عباس عبدي ‏ - یکشنبه 27 بهمن 1387 [2009.02.15]

abbasabdi.jpg

هر ايراني از شنيدن پيشرفت‌هاي علمي و تكنولوژيك كشور خوشحال خواهد شد، حتي اگر چندان متوجه نشود كه هر ‏پيشرفتي با چه هزينه‌اي به دست آمده و يا هر پيشرفت چه تاثير مثبتي در ساير زمينه‌هاي علمي و اقتصادي كشور دارد. ‏با وجود اين خوشحالي بد نيست كه تجربيات تاريخي ديگران را هم مرور كنيم، بلكه عبرت‌هاي موجود در آنها از چشم ‏ما پنهان نماند‎. ‎

هنگامي كه در تابستان سال 1945، ايالا‌ت‌متحده اولين بمب اتمي را بر فراز شهرهاي ژاپن منفجر كرد، حيرت جهانيان ‏را برانگيخت، اما در اين ميان يك نفر بيش از ديگران ترسيد و عزم خود را براي الگوبرداري از آن جزم كرد و اين ‏كسي نبود جز ژوزف استالين رهبر حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي. او كه چند ماه پيش از اين انفجار توانسته ‏بود در كنفرانس‌هاي تهران، يالتا و پتسدام نظام دوقطبي جهان پس از جنگ را با يك قطب روس آن پايه‌ريزي كند و ‏مشروعيت بخشد، و بر اين اساس هم خواب‌هاي خوشي براي اروپا و جهان ديده بود، احساس كرد كه با وجود انحصار ‏اين سلا‌ح نزد آمريكايي‌ها هيچ‌يك از اين خواب‌ها به خوشي تعبير نخواهد شد، سهل است كه بايد دور بسياري از ‏آرزوهاي خود را نيز خط بكشد.‏

‏ به همين دليل و علي‌رغم خسارات بسيار عظيمي كه در طول جنگ با آلمان متحمل شده بود، بلا‌فاصله دست به‌كار شد ‏تا بمب اتم را بسازد و اينچنين بود كه در كمتر از چهار سال و نيم بعد اولين بمب اتم شوروي نيز منفجر شد و جهان دو ‏قطبي به معناي واقعي وارد دوران توازن وحشت گرديد و به‌دليل اعتماد به دستيابي به چنين سلا‌حي بود كه قضيه برلين ‏نيز از سوي استالين پيش آمد و به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم و جهان وارد جنگ سرد شد‎. ‎

اين پيشرفت اولين پاتك كمونيست‌ها به غرب بود تا نشان دهند كه به لحاظ علمي عقب‌تر از امپرياليسم نيستند، اما تك و ‏حمله بعدي نيز در راه بود تا جلوتر بودن خود را به رخ جهانيان و مردم شوروي بكشند، و اين هنگامي بود كه يوري ‏گاگارين روسي قبل از غربي‌ها در آوريل 1961 وارد فضا شد و زمين را دور زد، در نتيجه جهان غرب و ‏ايالا‌ت‌متحده در بهت و حيرت بيشتري فرو رفتند. در ادامه نيز روس‌ها در مسابقه تسليحاتي و تكنولوژيك رقابت ‏طاقت‌فرسايي را پيش گرفتند، تا اينكه با موشك‌هاي اس‌اس 20 و قاره‌پيما و چندكلا‌هكي خود كه به هزاران فروند بالغ ‏مي‌شد، تمام نقاط حساس غرب را نشانه گرفته بودند، اما يك جاي شوروي مي‌لنگيد و از همان جا هم ضربه خورد‎.

همه مي‌دانند كه در سالگردهاي انقلا‌ب كمونيستي اكتبر 1917، مقامات شوروي رژه بسيار مفصلي برگزار مي‌كردند، ‏اين رژه در ميدان عظيم كرملين بود و ارتش سرخ با تجهيزات خود رژه مي‌رفت.‏

‏ اولين گروه سربازان پياده نظام با كلا‌شينكف بودند، در مرحله بعد نيروهاي صاحب تيربار و سپس خمپاره و توپ و ‏موشك و... در پايان نيز موشك‌هاي عظيم قاره‌پيمايي قرار داشت كه هر يك از آنها براي كشتن چند ميليون نفر كفايت ‏مي‌كرد و حتي ظاهر آنها نيز وحشت‌انگيز بود، رژيم شوروي به اين سلا‌ح‌ها در ابعاد گسترده مجهز بود، اما پس از اين ‏موشك‌هاي غول‌پيكر، يك خودروي كوچكي مي‌آمد كه پيرمردي عينكي در آن نشسته بود و يك دفتر و دستك هم جلويش ‏بود. اگر مي‌پرسيدند اين ديگر چيست؟ پاسخ داده مي‌شد، اين سلا‌حي مخرب‌تر از موشك‌هاي اتمي اس‌اس‌20 است اين ‏نظام بوروكراتيك و اداري فاسد و ناكارآمد اتحاد جماهير شوروي است. اين نظامي بود كه آن دستاوردها را ايجاد كرده ‏بود، اما خطر خودش براي مردم شوروي بيشتر از آن موشك‌ها بود‎. ‎

هنگامي كه گورباچف بر سر كار آمد، براي اينكه وضعيت به غايت عقب‌مانده كشور را نشان دهد، روي صفحه ‏تلويزيون ظاهر شد و دو عدد پاك‌كن كه يكي آلماني بود و ديگر روسي را روي سياهي مداد كاغذ كشيد، معلوم شد، ‏پاك‌كن روسي جز سياه‌تر كردن كاري نمي‌كند و پاك‌كن آلماني سياهي مداد را به خوبي زايل مي‌كند. نتيجه گرفته شد كه ‏دانش‌آموز روس با موشك اس‌اس‌20 نمي‌تواند دفترچه خود را پاك كند و نيازمند پاك‌كن آلماني است، چيزي كه روس‌ها ‏از ساختن آن عاجز بودند. چرا؟ چون با توليد پاك‌كن خوب نمي‌توانستند رژه بروند، اما روزي كه اين رژيم سقوط كرد، ‏يكي از مشكلا‌تش نداشتن بودجه براي برچيدن و نابود كردن موشك‌هاي غول‌پيكر و فوق مدرن و قاره‌پيماي اس‌اس20 و ‏امثالهم بود و اين موشك‌ها وبال گردن مردم شده بود. قاچاق مواد اتمي اين موشك‌ها در روسيه نيز داستان مفصلي است ‏كه بسيار شنيدني است‎. ‎

نظامي كه مي‌توانست به كره ماه برود، قادر نبود فساد اداري و دستگاه بوروكراتيك خود را اصلا‌ح كند؟ قادر نبود ‏رضايتي پايدار در مردمش ايجاد كند و نيز قادر نبود پاك‌كني با كيفيت مناسب براي دانش‌آموزانش توليد و عرضه نمايد ‏و اينچنين بود كه با بن‌بست مواجه شد‎. ‎

پيشرفت اجتماعي كليت تجزيه‌ناپذيري است كه بايد همه وجوه جامعه را دربرگيرد، شايد بتوان از طريق تزريق ‏هورمون، بخش‌هايي را به صورت موضعي و موقتي تقويت كرد، اما عدم توازن در كليت مجموعه، خطراتش بعضا ‏بيشتر از عدم پيشرفت است. پس بهتر است به جاي تبليغات قدري تأمل كنيم، شايد تجربه ديگران را تكرار نكنيم. رقابت ‏با غرب از خلا‌ل مسابقه تكنولوژيك مضحك مي‌نمايد. اين رقابت در عرصه‌هاي ديگر امكان‌پذير است و نبايد براي فرار ‏از آن عرصه‌ها رو به سوي مسابقه تكنولوژيك آورد كه سرنوشت ناخوشايندي را براي رقابت‌كننده رقم خواهد زد‎. ‎

منبع: اعتمادملی، بیست و چهارم بهمن ‏


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:33 موضوع | لینک ثابت


تندروي براي گرفتن امتياز است

روابط ايران و آمريکا در گفت و گو با يوسف مولايي - یکشنبه 27 بهمن 1387 [2009.02.15]

po_memarian_01.jpg

اميد معماريان‎ ‎
omid@memarian. info ‎

دکتريوسف‎ ‎مولايي‎ ‎استاد‎ ‎روابط‎ ‎بين‎ ‎الملل‎ ‎در‎ ‎دانشگاه‎ ‎تهران‎ ‎در‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎روز‎ ‎به‎ ‎بررسي رويکرد جديد‎ ‎باراک‎ ‎اوباما‎ ‎به‎ ‎جهان‎ ‎اسلام‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎خصوص‎ ‎لحن‎ ‎متفاوت‎ ‎دولت‎ ‎وي‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎ايران‎ ‎پرداخته‎ ‎است. به‎ ‎گفته‎ ‎وي‎ ‎برخي اظهارات و سخنان ‏تندروانه در ايران‎ ‎ممکن است در‎ ‎داخل‎ ‎کشور‎ ‎تاثير‎ ‎گذار‎ ‎باشد،‎ ‎اما‎ ‎در‎ ‎جريان‎ ‎اصلي‎ ‎تصميم‎ ‎گيري‎ ‎در زمينه روابط دو کشور ‏چندان‎ ‎اهميتي‎ ‎ندارد. وي تاکيد دارد: "همه‎ ‎اينها‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎در‎ ‎خدمت‎ ‎سياست‎ ‎بزرگي‎ ‎براي‎ ‎گرفتن‎ ‎امتياز‎ ‎قرار‎ ‎بگيرد. " اين‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎خوانيد. ‏‎ ‎‎

yosefmolaee.jpg

‎اهميت سخنان‎ ‎دولت دموکرات‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎مذاکره‎ ‎با‎ ‎ايران‎ ‎‏ و اقداماتي چون پيام‎ ‎باراک‎ ‎اوباما‎ ‎به‎ ‎جهان‎ ‎اسلام‎ ‎در‎ ‎مصاحبه‎ ‎با‎ ‎شبکه‎ ‎العربيه‎ ‎چيست؟‎ ‎‎ ‎
‏ ادبيات‎ ‎احترام‎ ‎آميز‎ ‎در‎ ‎مقايسه‎ ‎با‎ ‎ادبيات‎ ‎تهديد‎ ‎آميز‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎اثر‎ ‎متفاوتي‎ ‎داشته‎ ‎باشد،‎ ‎اما‎ ‎بايد‎ ‎توجه داشت که‎ ‎در‎ ‎مساپل‎ ‎پيچيده‎ ‎بين‎ ‎المللي‎ ‎لحن‎ ‎و‎ ‎ادبيات‎ ‎تنها‎ ‎يکي‎ ‎از‎ ‎متغيرهايي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎توسعه‎ ‎مناسبات‎ ‎و يا‎ ‎به‎ ‎هم‎ ‎خوردن‎ ‎روابط‎ ‎بين‎ ‎کشور‎ ‎ها‎ ‎موثر‎ ‎است. به طور کلي،‎ ‎در‎ ‎اوضاع‎ ‎واحوالي‎ ‎که‎ ‎ما‎ ‎داريم‎ ‎از‎ ‎ادبيات‎ ‎تهديد‎ ‎آميز‎ ‎نتيجه‎ ‎اي‎ ‎نمي‎ ‎توان‎ ‎گرفت. البته وقتي‎ ‎ادبيات‎ ‎تغيير‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎نشان‎ ‎از‎ ‎تغيير‎ ‎تاکتيک‎ ‎ها‎ ‎هم‎ ‎باشد. اما‎ ‎اصولا‎ ‎استراتژي‎ ‎ها‎ ‎تغيير‎ ‎نمي‎ ‎کند. بايد‎ ‎منتظر‎ ‎شد‎ ‎وديد‎ ‎که‎ ‎آيا اين ‏تفاوت‎ ‎ادبيات‎ ‎بخشي‎ ‎از‎ ‎يک‎ ‎سياست‎ ‎است‎ ‎يا‎ ‎صرفا‎ ‎تاکتيکي‎ ‎است‎ ‎براي‎ ‎اينکه‎ ‎نشان‎ ‎بدهند‎ ‎اوضاع‎ ‎واحوال‎ ‎تغيير‎ ‎کرده‎ ‎است. ‏‎ ‎

‎ ‎‎ ‎آيا اعلام‎ ‎تصميماتي چون‎ ‎بستن‎ ‎زندان‎ ‎گوانتانامو‎ ‎و‎ ‎يا‎ ‎گمانه‎ ‎زني‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎در آمريکا در زمينه ‏‎ ‎بازخواست‎ ‎از‎ ‎کساني‎ ‎که‎ ‎برخي‎ ‎تصميمات‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎جنگ‎ ‎با‎ ‎عراق‎ ‎وافغانستان‎ ‎گرفته‎ ‎اند‎ ‎مطرح شده، نمي‎ ‎تواند‎ ‎پيام‎ ‎مثبتي‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎کشورهاي‎ ‎اسلامي‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎جمله‎ ‎ايران‎ ‎صادر‎ ‎کند؟‎ ‎‎ ‎
در‎ ‎هر‎ ‎حال‎ ‎مقامات‎ ‎ايراني‎ ‎هم‎ ‎خيلي‎ ‎اين‎ ‎تحولات‎ ‎را‎ ‎با‎ ‎بدبيني‎ ‎استقبال‎ ‎نکرده‎ ‎اند‎ ‎و‎ ‎منتظر‎ ‎هستند‎ ‎ببينند‎ ‎حرکت‎ ‎هاي‎ ‎بعدي‎ ‎چه‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎باشد. اما‎ ‎حداقل‎ ‎از‎ ‎ديد‎ ‎خود‎ ‎آمريکايي‎ ‎ها‎ ‎اين‎ ‎روش‎ ‎کار‎ ‎نسبت‎ ‎به‎ ‎روش‎ ‎قبلي‎ ‎بوش‎ ‎براي‎ ‎اين‎ ‎کشور‎ ‎کم‎ ‎هزينه‎ ‎تر‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎نتيجه‎ ‎مقبول‎ ‎تر‎ ‎بوده‎ ‎و‎ ‎اعتماد‎ ‎بيشتري‎ ‎را‎ ‎پيرامون‎ ‎اين‎ ‎سياست‎ ‎ها‎ ‎شکل‎ ‎داده‎ ‎است. اگرچه‎ ‎براي‎ ‎نتيجه‎ ‎گيري‎ ‎کلي،‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎اينکه‎ ‎متغيرهاي‎ ‎دخيل‎ ‎زيادند،‎ ‎هنوز‎ ‎زمان‎ ‎ارزيابي‎ ‎نرسيده است. ‏‎ ‎‎ ‎

‎چه‎ ‎متغيرهايي؟‎ ‎‎ ‎
‎ ‎مساپل‎ ‎خاورميانه‎ ‎به‎ ‎همديگر‎ ‎تنيده‎ ‎شده‎ ‎اند. ايران‎ ‎و‎ ‎گروهي‎ ‎از‎ ‎کشورهاي‎ ‎عربي‎ ‎منافع‎ ‎متضادي‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎منطقه‎ ‎دنبال‎ ‎مي‎ ‎کنند. ‏مشکلات‎ ‎منطقه‎ ‎راه‎ ‎حل‎ ‎هاي‎ ‎مختلفي‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎بين‎ ‎کشورهاي‎ ‎منطقه‎ ‎شکل‎ ‎داده‎ ‎است. ايران‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎ميان‎ ‎موقعيت‎ ‎خاصي‎ ‎دارد‎ ‎و‎ ‎خواست‎ ‎ها‎ ‎و‎ ‎مطالباتش‎ ‎به‎ ‎راحتي‎ ‎کشورهاي‎ ‎ديگر‎ ‎نيست. اختلافات‎ ‎زيادي‎ ‎هم‎ ‎بين‎ ‎بازيگران‎ ‎اين‎ ‎حوزه‎ ‎وجود‎ ‎دارد. بنابراين‎ ‎يک‎ ‎بخشي‎ ‎از‎ ‎حرکت‎ ‎دست‎ ‎آمريکايي‎ ‎هاست‎ ‎که‎ ‎سعي‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎با‎ ‎لحن‎ ‎بهتر‎ ‎واحترام‎ ‎آميزتر، رعايت‎ ‎اصول‎ ‎روابط‎ ‎بين‎ ‎الملل‎ ‎را‎ ‎چاشني‎ ‎سياستي‎ ‎بکنند‎ ‎که‎ ‎مطلوب‎ ‎است. ‏‎ ‎ولي البته در‎ ‎ايران‎ ‎تصميم‎ ‎گيري‎ ‎به‎ ‎اين‎ ‎سادگي‎ ‎نيست‎ ‎که‎ ‎بر مباني‎ ‎استفاده‎ ‎از‎ ‎يک‎ ‎ادبيات، در‎ ‎سياست‎ ‎هاي‎ ‎شما‎ ‎تغيير‎ ‎ايجاد‎ ‎شود. ‏‎ ‎‎ ‎

‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎در‎ ‎سخنراني‎ ‎اخير‎ ‎خود‎ ‎در‎ ‎کرمانشاه‎ ‎سياهه‎ ‎اي‎ ‎از‎ ‎اقدامات‎ ‎آمريکا‎ ‎اراپه‎ ‎کردند‎ ‎وگفتند‎ ‎که‎ ‎دولت‎ ‎اوباما‎ ‎بايد‎ ‎بابت‎ ‎آنها‎ ‎عذرخواهي‎ ‎کند. آيا‎ ‎اين‎ ‎موارد‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎ضمني‎ ‎پيش‎ ‎شرط‎ ‎هاي‎ ‎مذاکره‎ ‎با‎ ‎آمريکاست؟‎ ‎‎ ‎
مکالمات‎ ‎ديپلمات‎ ‎يک‎ ‎طرف‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎تصميماتي‎ ‎که‎ ‎گرفته‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎يک‎ ‎طرف‎ ‎ديگر. طبيعي‎ ‎است‎ ‎وقتي‎ ‎ايران‎ ‎بخواهد‎ ‎نظر‎ ‎مساعدش‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎منفي‎ ‎بيان‎ ‎نکند، مطالبات‎ ‎خودش‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎پررنگ‎ ‎تر‎ ‎بيان‎ ‎کند. اين‎ ‎به‎ ‎خودي‎ ‎خود‎ ‎نه‎ ‎مشکلي‎ ‎است‎ ‎نه‎ ‎مساله‎ ‎جديدي. به‎ ‎هرحال‎ ‎ايران‎ ‎بايد‎ ‎مطالباتي‎ ‎را‎ ‎دارد‎ ‎مطرح‎ ‎کند،‎ ‎به‎ ‎خصوص‎ ‎از‎ ‎ديد‎ ‎جناجي‎ ‎که‎ ‎سياست‎ ‎هايش‎ ‎راديکال‎ ‎است‎ ‎و به‎ ‎همين‎ ‎جهت‎ ‎ديدگاه هايش‎ ‎را‎ ‎با‎ ‎ادبيات‎ ‎ياد‎ ‎شده‎ ‎طرح‎ ‎مي‎ ‎کند. اينها‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎پيش‎ ‎شرط‎ ‎نيست‎ ‎بلکه‎ ‎اتخاذ‎ ‎مواضعي‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎قبلا‎ ‎هم‎ ‎اعلام‎ ‎شده‎ ‎والان‎ ‎هم‎ ‎تکرار‎ ‎مي‎ ‎شود. ‏‎ ‎‎ ‎

‎اما‎ ‎مواردي‎ ‎که‎ ‎آمريکايي‎ ‎ها‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎در‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎ايران،‎ ‎مواردي‎ ‎مشخص هستند‏‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎توان‎ ‎روي‎ ‎آنها‎ ‎مذاکره‎ ‎کرد. درحالي‎ ‎که‎ ‎موارد‎ ‎طرف‎ ‎ايراني‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎طرف‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎مطرح‎ ‎شده‎ ‎است‎ ‎موضوعات کلي‏‎ ‎تاريخي‎ ‎و‎ ‎ارزشي‎ ‎هستند.‏‎

اين‎ ‎درست‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎خواست‎ ‎هاي‎ ‎آمريکايي‎ ‎ها‎ ‎عيني‎ ‎تر‎ ‎وملموس‎ ‎تر‎ ‎است. ايران‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎علي‎ ‎الظاهر‎ ‎خواسته‎ ‎هايش‎ ‎عيني‎ ‎نباشند‎ ‎براي‎ ‎اينکه‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎خيلي‎ ‎عام‎ ‎و کلي‎ ‎مطرح‎ ‎مي‎ ‎شوند و‏‎ ‎وقتي‎ ‎بحث‎ ‎مذاکره‎ ‎پيش‎ ‎بيايد‎ ‎بحث‎ ‎هاي‎ ‎کلي‎ ‎کاربردي‎ ‎نخواهدداشت. اما به طور کلي، ايران‎ ‎پشت‎ ‎سر‎ ‎اين‎ ‎ادبيات‎ ‎خواست‎ ‎هايش‎ ‎رانشان‎ ‎مي دهد ‏‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎خواهد‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎يک‎ ‎قدرت‎ ‎منطقه‎ ‎اي‎ ‎نفوذ‎ ‎وسهم‎ ‎خودش‎ ‎را‎ ‎درمنطقه‎ ‎داشته‎ ‎باشد. آمريکايي‎ ‎ها‎ ‎مي‎ ‎دانند‎ ‎که‎ ‎که‎ ‎وقتي‎ ‎بحث‎ ‎مذاکره‎ ‎جدي‎ ‎شود‎ ‎ايران‎ ‎چه‎ ‎مواردي‎ ‎را‎ ‎مطرح‎ ‎خواهد‎ ‎کرد. در‎ ‎مورد‎ ‎پرونده‎ ‎هسته‎ ‎اي‎ ‎الان‎ ‎قطعنامه‎ ‎وجود‎ ‎دارد‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎آمريکايي‎ ‎ها‎ ‎اين‎ ‎اجازه‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎دهد‎ ‎که‎ ‎خواسته‎ ‎هاي‎ ‎خودشان‎ ‎را‎ ‎عيني‎ ‎تر‎ ‎و‎ ‎مردم‎ ‎پسندانه‎ ‎تر‎ ‎مطرح‎ ‎کنند. از اين‎ ‎طرف‎ ‎وقتي‎ ‎ايران مي‎ ‎گويد‎ ‎خواستار‎ ‎تغيير‎ ‎رويکرد‎ ‎آمريکاست‎ ‎يک‎ ‎قسمتي‎ ‎از‎ ‎آن‎ ‎برمي‎ ‎گردد‎ ‎به‎ ‎سياست‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎آمريکا‎ ‎در‎ ‎مورد‎ ‎ايران‎ ‎اتخاد‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎ازجمله‎ ‎همين‎ ‎پرونده‎ ‎هسته‎ ‎اي. در‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎مساپل‎ ‎سياسي‎ ‎نيز ايران مي خواهد آمريکايي‎ ‎ها‎ ‎درچارچوب‎ ‎حقوق‎ ‎بين‎ ‎الملل‎ ‎اطمينان‎ ‎بدهند‎ ‎مداخله‎ ‎اي در ‏اين کشور‎ ‎نخواهند‎ ‎داشت‎ ‎از‎ ‎جمله‎ ‎در‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎تغيير‎ ‎رژيم. اين‎ ‎بحث‎ ‎ها‎ ‎براي‎ ‎طرفين‎ ‎شناخته‎ ‎شده‎ ‎است،‎ ‎اما‎ ‎هر‎ ‎دو‎ ‎طرف‎ ‎ادبيات‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎استفاده‎ ‎مي‎ ‎کنند. ادبيات‎ ‎آمريکايي‎ ‎هاي‎ ‎عيني‎ ‎تر‎ ‎است‎ ‎چرا‎ ‎که‎ ‎تجربه‎ ‎ديپلماسي‎ ‎بيشتري‎ ‎دارند. ايران‎ ‎هم‎ ‎با‎ ‎مشکلات‎ ‎خودش‎ ‎مواجه‎ ‎است‎ ‎از‎ ‎جمله‎ ‎اينکه‎ ‎نمي‎ ‎تواند‎ ‎خواسته‎ ‎هاي‎ ‎خودش‎ ‎را‎ ‎دقيق‎ ‎مشخص‎ ‎کند. ‏‎ ‎‎ ‎

‎آمريکايي‎ ‎ها‎ ‎بارها‎ ‎در‎ ‎اشکال‎ ‎مختلف‎ ‎گفته‎ ‎اند‎ ‎که‎ ‎ديپلمات‎ ‎هاي‎ ‎ايراني‎ ‎در‎ ‎جلسات‎ ‎خود‎ ‎با‎ ‎کشورهاي‎ ‎اروپايي‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎خصوص‎ ‎جلسه‎ ‎اي‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎پرونده‎ ‎هسته‎ ‎اي‎ ‎با‎ ‎حضور‎ ‎نماينده‎ ‎آمريکا‎ ‎تشکيل‎ ‎شد، نمي گويند که‎ ‎مشخصا چه‎ ‎مي‎ ‎خواهند‎ ‎و به‎ ‎جاي‎ ‎صحبت‎ ‎از‎ ‎موارد‎ ‎دقيق‎ ‎وجزيي‎ ‎به‎ ‎کلي‎ ‎گويي‎ ‎وطرح‎ ‎مساپل‎ ‎تاريخي‎ ‎مي‎ ‎پردازند. آيا‎ ‎اين‎ ‎مساله‎ ‎صحت‎ ‎دارد؟‎

قطعا‎ ‎ايراني‎ ‎ها‎ ‎مي‎ ‎دانند. ‏‎ ‎اين‎ ‎شيوه‎ ‎ديپلمات‎ ‎هاي‎ ‎ايراني‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎دانند‎ ‎وقتي‎ ‎شرايط‎ ‎آماده‎ ‎نيست‎ ‎مذاکره‎ ‎به‎ ‎نتيجه‎ ‎نخواهد‎ ‎رسيد. در ضمن‎ ‎اينکه‎ ‎نمي‎ ‎خواهند‎ ‎فضا‎ ‎را‎ ‎رد‎ ‎کنند،‎ ‎نمي‎ ‎خواهند‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎مشتاق‎ ‎نشان‎ ‎بدهند. در‎ ‎مناسبات‎ ‎ايراني‎ ‎ها رسم‏‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎فضا‎ ‎وقتي‎ ‎آماده‎ ‎نيست‎ ‎شما‎ ‎مشت‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎باز‎ ‎نمي‎ ‎کنيد. ‏‎ ‎‎ ‎

‎در‎ ‎سالهاي‎ ‎گذشته‎ ‎سياست‎ ‎رسمي‎ ‎دولت‎ ‎آمريکا‎ ‎در‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎ايران‎ ‎تغيير‎ ‎رژيم‎ ‎بوده‎ ‎است. به عقيده شما سياست ‏جديد دولت اوباما مبني بر گفت و گو با جمهوري اسلامي، در تهران يک‎ ‎تغيير‎ ‎رويکرد‎ ‎جدي‎ ‎تلقي نمي شود؟‎

اگر‎ ‎قرارباشد‎ ‎اين‎ ‎تغيير‎ ‎سياست‎ ‎جدي‎ ‎باشد‎ ‎بايد‎ ‎در‎ ‎عمل‎ ‎مشاهده‎ ‎شود‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎چه‎ ‎سمت‎ ‎وسويي‎ ‎مي‎ ‎رود. در‎ ‎ضمن‎ ‎دستگاه‎ ‎ديپلماسي‎ ‎آقاي‎ ‎اوباما‎ ‎هم‎ ‎مي‎ ‎گويد‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎رابطه‎ ‎با‎ ‎ايران‎ ‎هيچ‎ ‎يک‎ ‎از‎ ‎گزينه‎ ‎ها‎ ‎را‎ ‎کنار‎ ‎نمي‎ ‎گذاريم. يعني‎ ‎به‎ ‎هر‎ ‎حال‎ ‎با وجود‎ ‎ادبيات‎ ‎جديد،‎ ‎بحث‎ ‎تهديد‎ ‎نظامي هم کماکان از جمله گزينه هاي‏‎ ‎مطرح در سياست‎ ‎جديد‎ ‎است. به طوري که خودشان‎ ‎گفته‎ ‎اند:‏‎ ‎سياست‎ ‎هويج‎ ‎بزرگ‎ ‎تر‎ ‎وچماق‎ ‎جدي‎ ‎تر. منتها‎ ‎براي‎ ‎شروع، از‎ ‎ادبيات‎ ‎مثبت‎ ‎استفاده مي کنند. از‎ ‎آن‎ ‎طرف‎ ‎اينکه‎ ‎اقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎براي‎ ‎اولين‎ ‎بار‎ ‎به‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎آمريکا‎ ‎تبريک‎ ‎گفته، در‎ ‎چارچوب‎ ‎سياست‎ ‎هاي‎ ‎سنتي‎ ‎ايران‎ ‎خودش‎ ‎گام‎ ‎بزرگ‎ ‎تري‎ ‎است. به‎ ‎نظرمي رسد پاسخ‎ ‎شايسته‎ ‎اي‎ ‎از‎ ‎طرف‎ ‎آمريکا‎ ‎بايد‎ ‎ارائه‎ ‎شود‎ ‎که‎ ‎يک‎ ‎حرکت‎ ‎جدي‎ ‎با‎ ‎رعايت‎ ‎همه‎ ‎اصول‎ ‎روابط‎ ‎بين‎ ‎المل‎ ‎در‎ ‎مسير‎ ‎حل‎ ‎مشکلات‎ ‎دو‎ ‎کشور‎ ‎به‎ ‎حساب‎ ‎آيد. اگر‎ ‎آقاي‎ ‎اوباما‎ ‎سياست‎ ‎ديگري‎ ‎هم‎ ‎داشت‎ ‎براي‎ ‎رسيدن‎ ‎به‎ ‎نتيجه‎ ‎بايد‎ ‎ادبيات‎ ‎دولت‎ ‎بوش‎ ‎را‎ ‎تغيير‎ ‎مي‎ ‎داد. ‏‎ ‎


‎طي‎ ‎ماه‎ ‎گذشته‎ ‎تصاويري‎ ‎از‎ ‎به‎ ‎آتش‎ ‎کشيده‎ ‎شدن‎ ‎عکس‎ ‎اوباما‎ ‎از‎ ‎ايران‎ ‎به‎ ‎کشورهاي‎ ‎ديگر‎ ‎مخابره‎ ‎شده‎ ‎بود‎ ‎که‎ ‎در‎ ‎ميان‎ ‎برخي‎ ‎تحليل‎ ‎گران‎ ‎به اين ذهنيت‏‎ ‎دامن‎ ‎زد‎ ‎که‎ ‎ايران‎ ‎حتي‎ ‎با‎ ‎حضور‎ ‎باراک‎ ‎اوباما‎ ‎هم‎ ‎آماده‎ ‎تغيير‎ ‎نيست. از‎ ‎سوي‎ ‎ديگر‎ ‎برخي چهره هاي تندرو اظهار داشته اند که‎ ‎شيطان‎ ‎بزرگ‎ ‎عوض‎ ‎نشده‎ ‎بلکه‎ ‎تنها‎ ‎ماسک‎ ‎سياهي‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎زده‎ ‎است (نقل‎ ‎به‎ ‎مضمون). تاثير اين‎ ‎رويدادها‎ ‎چقدر‎ ‎مهم‎ ‎است؟‎
‎ ‎
اين‎ ‎رويدادها‎ ‎وجود‎ ‎دارند‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎جمله متغيرهاي‎ ‎تاثير گذار‎ ‎بر شرايط هم‎ ‎مي‎ ‎توانند‎ ‎باشند‎ ‎اما‎ ‎خيلي‎ ‎تعيين‎ ‎کننده‎ ‎نيستند. يعني‎ ‎سياست‎ ‎هاي‎ ‎ايران‎ ‎مطمئنا‎ ‎الهام‎ ‎گرفته‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎رويدادها‎ ‎و‎ ‎موضع‎ ‎گيري‎ ‎هاي‎ ‎يک‎ ‎روزنامه يا سخنران‏‎ ‎نيست. در‎ ‎ايران‎ ‎ما‎ ‎انديشمنداني داريم‎ ‎که‎ ‎با‎ ‎دقت‎ ‎وحوصله‎ ‎مساپل‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎علمي‎ ‎بررسي‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎و‎ ‎اگر‎ ‎نشانه‎ ‎هاي‎ ‎مثبت‎ ‎ببينند‎ ‎پاسخ‎ ‎مثبت‎ ‎مي‎ ‎دهند. البته‎ ‎با‎ ‎روش‎ ‎خودشان‎ ‎که‎ ‎معلولا‎ ‎کند‎ ‎و غير‎ ‎شتاب‎ ‎زده‎ ‎است. ‏‎ ‎فکر‎ ‎نمي‎ ‎کنم‎ ‎کساني‎ ‎که‎ ‎آشنايي‎ ‎دارند‎ ‎با‎ ‎ايران‎ ‎و‎ ‎بحث‎ ‎سياست‎ ‎بين‎ ‎الملل‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎علمي‎ ‎مي‎ ‎فهمند‎ ‎وبنيان‎ ‎ها‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎صورت‎ ‎درست‎ ‎درک‎ ‎مي‎ ‎کنند،‎ ‎يکي- ‏‎ ‎دو‎ ‎تصوير يا اظهار ‏نظر‎ ‎را‎ ‎ملاک قضاوت در مورد‎ ‎سياست‎ ‎رسمي‎ ‎قرار دهند. آنها مي‎ ‎دانند‎ ‎که‎ ‎شرايط‎ ‎خاصي‎ ‎در‎ ‎ايران‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎بعضي‎ ‎از‎ ‎حرف‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎زده‎ ‎مي‎ ‎شود‎ ‎نشان‎ ‎از‎ ‎سياست‎ ‎رسمي‎ ‎نيست. اگر‎ ‎چه‎ ‎همه‎ ‎اينها‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎در‎ ‎خدمت‎ ‎سياست‎ ‎بزرگي‎ ‎براي‎ ‎گرفتن‎ ‎امتياز‎ ‎قرار‎ ‎بگيرد. ‏‎ ‎


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:31 موضوع | لینک ثابت


خامنه ای ننگت باد که مملکت را ویران کردی.


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:30 موضوع | لینک ثابت


کیهان می ترکونه!‏

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 27 بهمن 1387 [2009.02.15]

po_nabavi_01.jpg

سووالات این هفته آزمون روزآنلاین بشرح زیر مطرح و از کلیه شرکت کنندگان درخواست ‏می شود پس از یافتن گزینه مناسب، فورا به آن رای ندهند، بلکه یک کمی تحقیق کنند، مقداری ‏بررسی کنند، حداقل چهار تا خبر و مطلب در موردش بخوانند، با چهار نفر مشورت کنند و ‏بعدا سه ماه وقت دارند که رای بدهند، فعلا حدود 115 روز یا کمی بیشتر به تصمیم گیری ‏مانده است، الکی به سووالات پاسخ ندهید.‏

سووال اول: با توجه به این که چند روز قبل خاتمی در تظاهرات مورد حمله قرار گرفت ود ‏حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان نوشت: " سرنوشت بی نظیر بوتو در انتظار محمد ‏خاتمی است." لطفا بگوئید شریعتمداری سرنوشت خاتمی را چگونه فهمید؟‏
گزینه اول: به دلیل داشتن اطلاعات زیاد
گزینه دوم: به دلیل سوابق کاری
گزینه سوم: به دلیل مهارت های شخصی
گزینه چهارم: چون می خواست بترکونه

سووال دوم: براساس گزارش بی بی سی از خانه مخروبه احمدی نژاد در ارادان، قرار است ‏این خانه به عنوان خانه یادگاری احمدی نژاد نگهداری شود. لطفا بگوئید علت مناسب بودن ‏این خانه مخروبه برای یادمان احمدی نژاد چیست؟
گزینه اول: چون مخروبه است. ‏
گزینه دوم: چون مخروبه و روستایی است.‏
گزینه سوم: چون مخروبه است و به دردبخور نیست.‏
گزینه چهارم: چون دقیقا شبیه وضع فعلی کشور است.‏

سووال سوم: می دانیم که عبدالله مومنی گفته است " نگاه دولت به دانشگاه انتقام جویانه است" ‏لطفا بگوئید چرا دولت می خواهد از دانشگاه انتقام بگیرد؟
گزینه اول: چون دانشجوها باشعور هستند.‏
گزینه دوم: چون دانشجوها کتاب می خوانند.‏
گزینه سوم: چون دانشجوها حرف می زنند.‏
گزینه چهارم: چون بعضی دانشجوها با بعضی چیزها مخالفند ‏

سووال چهارم: آقای خاتمی توضیح داد " حالا که آمده ایم، باید قصدمان پیروز شدن باشد" به ‏نظر شما آیا مردم اینقدر احمق هستند که لازم باشد نامزدی توضیح بدهد که قصدش شکست ‏خوردن نیست و پیروز شدن است؟
گزینه اول: همه احمق نیستند، ولی چند نفر احمق ممکن است وجود داشته باشد.‏
گزینه دوم: ممکن است کسی احمق باشد، ولی نه این قدر.‏
گزینه سوم: حتی اگر احمق باشند هم این توضیح لازم نیست.‏
گزینه چهارم: من نمی فهمم آقای خاتمی چرا این حرف ها را می زند.‏
گزینه پنجم: یک بار دیگر اینجوری حرف بزنی می رویم به کروبی رای می دهیم.‏


سووال پنجم: قوه قضائیه اعلام کرد " هفت بهائی به جاسوسی برای اسرائیل متهم شدند" در ‏این جمله چه کلمه یا کلماتی اضافی است؟
گزینه اول: کلمه " هفت" اضافی است، چون هرچند تا بهائی بودند، در هر حال متهم می شدند.‏
گزینه دوم: کلمه " جاسوسی" اضافی است، چون متهم کردن بهائیان احتیاج به دلیل ندارد.‏
گزینه سوم: کلمه " برای اسرائیل" اضافی است، چون در هر حال این مادران حجت الاسلام ‏فاکر متهم می کنند، چه برای اسرائیل باشد، یا برای جای دیگر.‏
گزینه چهارم: اصولا " بهائی متهم می شود" یک جمله کامل و واضح است و نیاز به کلمات ‏بیشتر ندارد.‏

سووال ششم: در جمله " داوود سلیمانی گفت لزوم بی طرفی شورای نگهبان وجود دارد" ‏ترکیب " لزوم بی طرفی شورای نگهبان" چه نوع ترکیبی است؟
گزینه اول: ترکیب نامربوط
گزینه دوم: ترکیب ناممکن
گزینه سوم: مرده شور ترکیبش را ببرد
گزینه چهارم: شما داوود سلیمانی را ببخشید، دیگر از این حرف ها نمی زند.‏
‏ ‏
سووال هفتم: در جریان انتخابات در ونزوئلا ناظر انتخاباتی به دلیل توهین به چاوز اخراج ‏شد، چرا؟
گزینه اول: بخاطر اینکه داداشش است‏
گزینه دوم: بخاطر اینکه چند بار همدیگر را دیدند‏
گزینه سوم: بخاطر اینکه دیوانه ها همه جا هستند‏
گزینه چهارم: بخاطر اینکه احمدی نژاد یک مشکل جهانی است‏


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت


قرارمان، رسيدن به دموکراسي بود‏

وبگرد - یکشنبه 27 بهمن 1387 [2009.02.15]

سها سيفي

"حسين قاضيان" به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامي با استناد به اين دفاع موافقان که در طي سالهاي پس از ‏انقلاب، کشورمان پيشرفت‌هاي عمراني زيادي کرده، دو پرسش اصولي مطرح کرده و سپس به آنها پاسخ داده ‏است:‏

اول: آيا اين دستاورد‌ها لزوماً حاصل و نتيجه‌ي انقلاب‌اند يا حاصل در پيش گرفتن سياست‌هايي که نيازمند انقلاب ‏نيست؟ دوم: آيا انقلاب اصولاً با هدف نيل به اين دستاوردها صورت گرفت؟

اگر پرسش اول را به ميان بياوريم، مي‌شود گفت که برخي کشورها در اين فاصله‌ي زماني دستاوردهاي اقتصادي ‏بيشتري از ايرانِ پس از انقلاب داشته‌اند. مثلاً مي‌شود به چين، کره‌ي جنوبي، تايوان، مالزي، ترکيه، سنگاپور، ‏برزيل و مانند آن‌ها اشاره کرد که در اين سي سال نرخ رشد متوسط شان از ما بيشتر بوده است. اين در حالي است ‏که کشورهاي ياد شده از منبعي مثل نفت هم برخوردار نبوده‌اند. به علاوه، در هيچ‌يک از اين کشورها انقلابي هم ‏رخ نداده است. کشورهايي مثل کره‌ي جنوبي، ترکيه و برزيل بخشي از دوره‌ي رشد اقتصادي خود را در سايه‌ي ‏حکومت‌هاي خودکامه و وابسته سپري کردند. ‏

اما اگر ما از نظر دستاوردهاي اقتصادي از چنين کشورهايي پيشي گرفته بوديم کماکان اين پرسش باقي مي‌‌ماند که ‏مگر انقلاب براي رسيدن به اين هدف‌ها صورت گرفت؟ رهبر انقلاب به سادگي گفته بود که مردم براي خربزه ‏انقلاب نکردند. انقلاب وقتي از آزمون 30 ساله سربلند بيرون مي‌آيد که نشان دهد تا چه اندازه از خودکامگي ‏کاسته است، تا چه اندازه پاسدار آزادي بوده يا مرزهاي آن را گسترش داده است. به علاوه بايد معلوم کنيم اگر ‏انقلاب از وابستگي کم کرده است، اين کم کردن وابستگي به چه بهايي تمام شده است؟ و آيا در پناه مبارزه براي ‏استقلال، به مثابه‌ي يکي از آرمان‌هاي انقلاب، به آرمان آزادي وفادار مانده است؟ ‏

‎اشتباه نکنيد. اين بخشي از سخنراني يک واعظ شيعه نيست!‏‎

"محمدجواد اکبرين" با اشاره به اشاعه برخي خرافات رايج ميان يهوديان ـ و از جمله مشاهده مادر يوسف پيامبر ‏براي دفاع از سربازان اسرائيل ـ توسط سربازان اين کشور در جنگ اخير غزه، نوشته است:‏

‏"وقتي نيروهاي ما خواستند وارد خانه شوند ناگهان بانويي نوراني به ياري‌شان آمد و گفت: وارد نشويد، در اين ‏خانه دشمن کمين کرده و در انتظار شماست. نيروها پرسيدند: شما کي هستيد خانم؟ فرمود: براي چه مي‌خواهيد ‏بدانيد من کي هستم؟... خانم در گوش‌شان آرام زمزمه کرد و فرمود که من راحيل، مادر يوسف پيامبرم... ايشان در ‏جنگ غزّه، نيروهاي ما را ياري کرد و بعد معلوم شد که سه تن از تروريست‌هاي حماس در آن خانه بودند".‏

نه اشتباه نکنيد! اين بخشي از سخنراني يک واعظ معروف شيعه نيست. قطعه‌اي از مداحي هيات‌هاي پر از سوز و ‏گداز و گريه‌ي ايران هم نيست. اين بار پدر معنوي و مرجع ديني صهيونيست‌ها "خاخام عوفاديا يوسف" که شباهت ‏زيادي به آيت‌الله‌هاي نوراني قم دارد از امداد غيبي سخن مي‌گويد!‏

پس از بيانات خاخام، نشريات نوشتند که بزرگترين شخصيت معنوي يهوديان "خاخام موردخاي إلياهو" که در ‏روزهاي جنگِ غزه در بيماستان به سر مي‌برده بارها براي کمک به رزمندگان، بيمارستان را به قصد مزار ‏حضرت راحيل در بيت لحم، جنوب بيت المقدس، ترک کرده و در آنجا نماز خوانده و از ايشان خواسته که ‏رزمندگان يهود را تنها نگذارد و روايت خاخام عوفاديا نتيجه‌ي استجابت دعاي ايشان بوده است.‏

‎دست طبقات محروم، در جيب خودشان است‎

"علي‌اکبرجوانفکر" با اشاره به برخي انتقادات و ازجمله انتقاد اخير هاشمي‌رفسنجاني از دولت نهم در زمينه ‏گداپروري استدلال کرده که حمايت مالي از محرومان از بيت‌المال به منزله آن است که دست اين طبقات، براي ‏نخستين بار پس از انقلاب، در جيب خودشان فرورفته است:‏

ادعاي صدقه دادن به مردم و گداپروري در جامعه، از جمله تبليغات پرهياهويي است که اصلاح طلبان و اسلاف ‏آنها در دولتهاي پيشين، طي ساليان اخير و در مخالفت با دولت نهم، همواره در بوقهاي پرتعداد تبليغاتي خود دميده ‏اند و اخيرا نيز از سوي تازه زبان گشوده ها تکرار مي شود، بدون آنکه به معناي زشت چنين ادعايي و تاثيرات ‏رواني ناشي از آن بر قشرهاي مختلفي از جامعه، توجه کنند.‏

‏ بيان و تکرار اين سخن، گذشته از آنکه قلب يک واقعيت زيبا و زشت نشان دادن يک حرکت ارزشي و اصولي ‏است، توهيني آشکار به مردم و کساني است که به طور مستقيم و غير مستقيم از يک حق مسلم و لازم الاعاده، ‏برخوردار مي شوند.‏

جا دارد به اين نکته نيز توجه شود که صدقه چيزي است که کسي از مال، ثروت و دارايي متعلق خود، به يک فرد ‏نيازمند عطا مي کند. بنابراين نمي توان دست در جيب ديگري کرد و از پولي که صاحب آن شخص ديگري است، ‏به نيازمندان کمک کرد و نام آن را صدقه گذاشت. به اين ترتيب مي خواهم تاکيد کنم که اصولا دولت از آنچه که ‏صاحب اصلي آن خود مردم هستند به نيازمندان کمک مي کند. در واقع حمايت شدگان که طالبان قدرت، با بي ‏شرمي آنها را گدا مي نامند، دست در جيب خود مي کنند و از کسي صدقه نمي گيرند.‏

‎آيا تجربيات منجر را مرور كرده‌ايد؟‎

"عباس عبدي" به مناسبت نزديک شدن به موسم انتخابات رياست‌جمهوري دهم و با انتقاد از راهبرد اصلاح‌طلبان ‏حکومتي نوشته است:‏

هر نيروي تحول‌خواه و اصلاح‌طلب در انتخابات اخير مي‌بايد ابتدا مشخص كند كه هدف اصلي كدام است؟ آيا ‏درپي ورود به ساختار سياسي از موضع اصلاح‌طلبي يا دموكراسي‌خواهي است؟ آيا درپي اين است كه رييس فعلي ‏دولت، انتخاب نشود؟ آيا درپي حضور مشاركت‌جويانه و حفظ و دفاع از موجوديت نهاد انتخابات است؟ يا اينكه ‏درپي پيشبرد اصلاحات با انتخاب نامزد موردنظر است؟ در صورتي كه هدف اخير موردنظر است، آيا الزامات ‏آن را در نظر گرفته ا‌ند؟ آيا تجربيات منجر به شكست گذشته را مرور كرده و از آن درس گرفته‌اند؟ آيا آمادگي ‏ورود به چالشي جدي براي پيشبرد اين هدف را دارند؟ آيا موازنه قوا براي چنين هدفي وجود دارد؟ با عنايت به ‏اين نكات و پاسخ‌هايي كه براي آنها وجود دارد، اجمالاً مي‌توان گفت كه ورود به انتخابات از موضع اصلاح‌طلبي ‏و دموكراسي‌خواهي در شرايط فعلي مقدور نيست، دلايل اين امر نيز روشن است، فقدان توازن قوا و تشكيلات ‏معتبر راهبري‌كننده دو عامل اصلي آن هستند. البته وضعيت جامعه به نحوي است كه ممكن است به دلايل متعدد ‏شرايط مناسب فراهم شود، اما بوجود آمدن اين شرايط تا حدي خارج از اختيار كنشگران موجود است و عوامل ‏اقتصادي و سياسي ديگر در آن تأثيرگذار است.‏

‎دوم خردادي‌ها عقده پيروزي ندارند‏‎

"احمد پورنجاتي" مصاحبه اخير خود با اعتماد را در وبلاگش منتشر کرده. در يکي از پرسش و پاسخ ها چنين ‏مي‌خوانيم:‏

پرسش: به دغدغه اول آقاي خاتمي براي بازگشت دوباره به عرصه قدرت پس از هشت سال رياست جمهوري ‏اشاره کرديد. استدلال هواداران آقاي خاتمي اين است که در کشوري مانند ايالات متحده، دموکرات ها حتي ديگر ‏به سراغ "ال گور" معاون کلينتون که از محبوب ترين چهره هاي دموکرات هاست نمي روند و چهره يي جديد ‏مانند اوباما را مطرح مي کنند. اما در ايران با مواضعي که اشاره کرديد به ايجاد اختلاف آراي بيش از پنج تا ده ‏ميليون با کانديداي اصولگرايان نياز است که در توان آقاي خاتمي است. عده يي معتقدند آقاي خاتمي با علم به ‏اينکه شرايط در ميان اصلاح طلبان از دوم خرداد هم بهتر است، چرا اين ميزان دغدغه داشت؟

پاسخ: اول اينکه ما بايد يک مساله را براي خود حل کنيم. من به عنوان يک شهروند ايراني که علاقه مند به ‏گسترش روند اصلاحات چه در جامعه و چه در سطح حاکميت است، عقده پيروزي در انتخابات ندارم. گويي گلوي ‏اصلاح طلبان گرفته و بغض کرده اند که چرا در انتخابات موفق نمي شوند. چرا وارد «رينگ» که مي شوند يکي ‏از بيرون پاي آنها را مي گيرد. يکي دست آنها را مي کشد و داور هم ناداوري مي کند يا خودشان ضعف دارند و ‏همه اينها باعث عدم پيروزي مي شود. نه، آقاي خاتمي چنين عقده يي نداشته و ندارد.‏

‎همه تان برويد به جهنم!‏‎

دوسه هفته‌اي مي‌شود که با اين پست بسيار کوتاه "محمد نوري‌زاد" وبلاگ خود را تعطيل کرده است:‏

همه تان برويد به جهنم. همه مثل هميد. ما هم شده ايم مسخره شماها. تو و آنهايي که خطابشان قرار مي دهي، از ‏يک قماشيد. بي چاره ما که عروسک خيمه شب بازي شده ايم. بيشتر از اين جايز نيست نوشته اي در اين وبلاگ ‏به رشته تحرير درآيد. باشد که خدا همه مان را به راه راست هدايت کند.‏

‎براي گفتگو با ايران؛ منتظر انتخابات نخواهيم ماند‎

"سيامک دهقانپور" در تازه‌ترين پست خود، از اظهارات دنيس بلير مدير اطلاعات و امنيت امريکا در سنا و در ‏مورد ايران خبر داده است:‏

دنيس بلير درباره ي احتمال تغيير در سياست هاي ايران در پي انتخابات رياست جمهوري بيست و دوم خرداد ماه ‏گفت تصور نمي کند تغيير يک فرد به تنهايي سياست بنيادي ايران براي دستيابي به جنگ افزار هسته اي را تغيير ‏دهد. تحليلگران ورود محمد خاتمي به رقابت هاي انتخاباتي را واکنش تهران به رويکرد ديپلماتيک دولت اوباما ‏تعبير کردند.‏

بلير گفت انتظار مي رود آيت الله خامنه اي با محدود کردن حضور طيفي از کانديداها قصد اعمال نفوذ در ‏انتخابات را داشته باشد. مدير اطلاعات ملي آمريکا گفت چشم انداز انتخاب مجدد احمدي نژاد با توجه به سياست ‏هاي اقتصادي اش چندان قطعي نيست اما آمريکا نمي تواند به اميد بروز تغيير در سياست تهران در برابر آمريکا ‏بدنبال انتخابات رياست جمهوري به انتظار بنشيند. مدير اطلاعات ملي در گزارش خود به اعضاي کميته ي ‏اطلاعات سنا گفت مطمئن نيست آيت الله خامنه اي بطور فعال از انتخاب مجدد احمدي نژاد حمايت کند. به باور او ‏حمايت هاي آشکار رهبر جمهوري اسلامي از احمدي نژاد را مي توان بيشتر در قالب به حداقل رساندن انتقادات ‏از نظام تعبير کرد تا حمايت بي چون و چرا از احمدي نژاد.‏

دنيس بلير تاکيد کرد تصميم گيري هاي کلان از جمله تصميم درباره ي ادامه ي تلاش هاي براي دستيابي به قابليت ‏توليد جنگ افزار هسته اي توسط دايره ي مقامات اطراف آيت الله خامنه اي گرفته مي شود و امري نيست که ‏بدست يک نفر انجام بگيرد. ‏

‎يک بام و دو هوا‎

"اکبر اعلمي" در حاشيه راه‌اندازي کانال خبري بي‌بي‌سي فارسي و تهديد مسئولان در زمينه ممنوعيت مصاحبه با ‏اين رسانه نوشته است:‏

اگر طبق اظهارات وزراي اطلاعات و کشور، گفتگو با رسانه هاي خارجي را جرم تلقي نمائيم اين پرسش مطرح ‏مي شود که آيا اقدام سازمان يافته افرادي که با رسانه هاي مورد اشاره تماس برقرار کرده و با اشتياق وصف ‏ناپذيري به حمايت از دولت مي پردازند هم جرم محسوب مي شود يا خير ؟ آيا گفتگوي بعضي از مقامات و ‏مسئولين جمهوري اسلامي با شبکه هاي سي ان ان و بي بي سي و ديگر رسانه هاي خارجي هم جرم به شمار مي ‏آيد يا خير؟ اگر جرم است چرا اين افراد تحت تعقيب قرار نمي گيرند و يا حداقل نسبت به عملکرد آنها اعتراضي ‏صورت نمي گيرد؟


 

نوشته شده توسط جلال در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 19:27 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting